من کوروش، شاه هخامنشی، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومرواکد، شاه 4 گوشه عالم، پسر شاه بزرگ کمبوجیه، شاه شهر انشانن، شاه بزرگ کوروش، شاه شهر انشان، نواده شاه بزرگ چیش پیش هستم.
کوروش یکی از کسانی بود که گویا برای فرمانروایی آفریده شده اند و همه مردم از تاجگذاری ایشان شاد می شوند. کوروش روح شاهانه داشت و شاهانه به کار بر می خواست. در اداره امور به همان گونه شایستگی داشت که در کشور گشاییهای حیرت انگیز خود با شکست خوردگان به بزرگواری رفتار می کرد و نسبت به دشمنان سابق خود مهربانی می کرد. یونانیان او را بزگ ترین پهلوان و جوانمرد می دانستند. گزنوفن یونانی درباره او می گوید: کوروش چهره ای بسیار زیبا داشت. روح او سرشار از انسانیت بود و به دانش عشق می ورزید. چنان شیفته شرف و مردانگی بود که همه گونه خطر را می پذیرفت و سجایای اخلاقی و مردانگی او باعث سرمشق بسیاری از ایرانیان شد. کوروش برای مادرش حکایت می کرد که چگونه یاد گرفته که عدالت عبارت از تطابق قضاوت با قانون است. کورش یک امپراطوری وسیعی ایجاد کرد که بزرگترین سازمان سیاسی قبل از دولت روم و یکی از خوش اداره ترین دولت های همه دوره های تاریخی به شمار می رود.
در جنگ همیشه رسم بر این منوال بوده که ملتی که شکست می خورده، پیرزنان و کودکان و پیرمردان را قتل عام می کردند، به دختران و زنان تجاوز می کردند. اما کورش بزرگ در زمان فتح، هرگز شهرها را غارت نمی کرد، معابر را ویران نمی کرد. سربازان را از دست اندازی به جان و مال مردم بر حذر می داشت و به دین انان با دیده احترام می نگریست و کوروش مانند ناپلئون همه ادیان را قبول داشت و میان آن ها و پیروانشان فرقی نمی گذاشت. چنانچه موقع پیروزی و فتح بابل می گوید: من در بابل و در تمام شهرهای آن مراقب رستگاری و سلامت اهالی بابل بودم تا مسکن آنان خراب نشود. من ویرانه آن ها را آباد کردم. فقر آن ها را بهبود بخشید. من معابر آنان را خراب نکردم. یهودیان را از ظلم و ستم بابلیان آزاد ساختم.
کوروش از همان آغاز پیروزی بر مادها می دانست که رسالت او وحدت بخشیدن به جهان، استقرار یک امپراطوری جهانی و اعطای این حق به هر قوم است تا هر طور که می خواهند باقی بمانند.
در هنگام فتح بابل، همه مردم بابل، سومر و اکد، سروران و پایوران، پیش او به زمین افتادند و پاهای او را بوسه زدند. از پادشاهی او شادمان شدند و او را یک پیغمبر و نامی شمردند.
در هنگام حمله اسکندر به ایران، اسکندر دستور داد در مقبره کورش را بگشایند در آنجا کتیبه ای را یافتند که روی آن نوشته بود.
ای مردی که هر که هستی و از کجا می آیی
من کوروش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید
بر من رشک نورز
یگانه چیزی که برایم باقی مانده
یک مشت خاک است
که پیکر مرا پوشانده است.
بزرگ ترین افتخار ایرانیان این است که در تمام طول تاریخ بشر، کورش بزرگ تنها شخصی بود که با برده داری مبارزه کرد و در زمان خود برده داری را بر انداخت